X
تبلیغات
فقط بهروز وثوقي

فقط بهروز وثوقي
بهروز وثوقی هنرمندي با معيار هاي استثنايي،بي نظير و بي همتا كه حتي حيرت خارجي هارا هم برانگيخته . 
قالب وبلاگ

ولنتاین مبارک

 همراه یك بغل گل رز ، یك سبد ستاره و یك دنیا آرزوی شادباش . . .

  صرفه نظر از احساسات شخصی در خصوص روز با شکوه ولنتاین دوست دارم از دوتا عاشق شکست خورده صحبت کنم ، از دوتا مجنون و شیدا حرف بزنم  که سالهای سال است دلای کوچیکشان خونه خونه . و بخاطرشرایط جبری دور و زمانه بقولی از سنگ صدا در میاد ولی از این دو عاشق جدا از هم ، خیر . ولی از اونجائیکه این صدای خاموش ، صدای بلند عشقه ، تا حالا به گوش همه رسیده و تا دنیا نیاست میرسه . بگذریم و زیاد حاشیه نریم . و بریم سر اصل مطلبی که وقتی منم شنیدم دلم بیشتر از خود اونا خون شد .اون دو عاشق سینه چاک  همون بهروز وثوقی و پوری بنایی خودمونن وجریان به نقل قول از این قراره : که خلیل معروف به بهروز ، صدیقه معروف به پوری دو همکار در بازیگری و دوست صمیمی در روابط اجتماعی بودند که این دوستی به عشق تبدیل شد واین عشق منجر به نامزدی این زوج عاشق و برازنده هم گردید . مدتی به همین منوال گذشت و ایشان عاشقانه در فیلم های زیادی در کنار هم بازی کردند تا اینکه سر و کله فائقه معروف به گوگوش  پیدا شد . گوگوش از بازیگران بنام آن زمان و از دوستان بسیار صمیمی پوری و بهروز بشمار میرفت . در اون زمان که بهروز و پوری در دوران شیرین نامزدی بسر میبردند گوگوش درگیر مسایل طلاق از همسر خود آقای قربانی بودند . که حتی در اینخصوص از بهروز هم کمکهای زیادی گرفتند .فکر میکنم در اوایل فیلم "ممل آمریکایی" بود که گوگوش موفق به طلاق شدن و با روحیه بهتر و آزادی کاملتری در این فیلم بازی کردند .آخر یک علت اختلاف آقای قربانی با خانم آتشین "گوگوش" بازیگری ایشان بود . گوگوش بعد از طلاق روابط خود را با آن زوج جوان تنگاتنگ تر کرد تا اینکه :

 بالاخره کار خودشو کرد . یعنی به تنها دوست مثلاْ عزیزش خیانت کرد و با لوندی مخصوص خود ، قاپ بهروز رو زد . و بین پوری و بهروز جدایی انداخت و خودش رو گردن بهروز انداخت . بهروز پر انرژی ما هم زودتر از اونی که فکرشو می کردیم گول این ساحره رو خورد و علی رغم میل باطنی خواسته یا ناخواسته با گوگوش ازدواج کرد . در جائی که ته دلش عشق پوری بود . ولی واقعاْ چه کار میشد کرد ؟ بهروز دیگه توی دام افتاده بود و پوری هم تنها شده بود . گوگوش هم یه جوری خودش به بهروز چسبونده بود که بهروز ما حتی فکر فرار هم به سرش نزنه . پابپاش تو هر فیلمی بازی میکرد و یه حساسیت بخصوصی به بهروز پیدا کرده بود و سعی داشت که بهروز ما رو محدودتر از همیشه کنه که نکنه یکی دوباره مثل خودش پیدا بشه و قاپ بهروز پر حرارت ما رو بزنه .

              

 و اما پوری بنایی ما ، پوری بیچاره و شکست خورده ما . پس از اون شکست عشقی قسم خورد که دیگه واسه همیشه قید ازدواج رو بزنه و  تا آخر با عشق و یاد بهروز وثوقی عمر زندگی که چه عرض کنم شاهد مرگ تدریجی خودش باشه . ولی در جامعه هنری این سه هنرمند همچنان در کنار هم بودند و مسایل را به هم ربط نمیدادند . ظاهر قضیه رو خوب حفظ کردند و وانمود میکردند که این موضوع براشون اهمیتی نداره و هر چی بوده گذشته . ولی خدا میدونست که در دلشون چه بلوایی بر پا بود .   

دیری نپائید که داغی روابط گوگوش و بهروز فروکش کرد و به سردی گرائید و گوگوش بوالهوس ما از بهروز هم طلاق گرفت و رفت که دام هوسش رو واسه کس دیگه ای پهن کنه . ولی زهی خیال باطل . بیچاره فکر میکرد همه بهروز میشن . بهروز که زد و از ایران رفت ولی پوری و گوگوش ماندن ایران . ولی بعد از اون قضایا چطور گوگوش تونست توی چشم پوری نگاه کنه خدا میدونه . فقط اینو میدونم که گوگوش قبل از اینکه گورش رو از ایران گم کنه یه خراز نسبتاْ بزرگی زد و سر در مغازه اش نوشت : از گذشته من سخن نگوئید . از اون به بعد پوری بنایی عزیز ما واسه همیشه دیگه ازدواج نکرد و بقیه عمرش رو بیاد بهروز گذروند ولی چرا بعد از اینکه بهروز گوگوش رو طلاق داد با بهروز ازدواج نکرد بماند ...هرچند که صحبت از این عزیز با اصل این وبلاگ تناقض داره ولی اجازه بدید بخاطر روز پرشکو عشق و ولنتاین از این سنبل عشق و عاشقی صحبتی داشته باشیم و اصلاْ بپردازیم به بیوگرافی این عزیز یعنی پوری بنایی .

میدونی ولنتاین یعنی چی ؟ یعنی اینكه یادمون باشه یه عاشق واقعی باید فقط به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه مثل عشق پوری بنایی .

صديقه بنايي معروف به پوري بنايي

متولد : سال 1318 ( اراك ) .

داراي مدرك تحصيلي ديپلم .

    او در مدت تحصيل هفت سال زير نظر ( لي لي آزاريان ) آموزش باله ديد. به گفته خودش از چهار سالگي به تهران آمده مدتي درخيابان نواب ، مدتي درخيابان بوستان سعدي سرسبيل ويك مدتي هم در خيابان شيوا حوالي ميدان ژاله سكونت داشت . هم اكنون در سعادت آباد در يك خانه اجاره اي زندگي ميكند . پوري بنايي در مورد اولين حضور سينمايي اش چنين ميگويد :روزي آقاي وحدت كه نسبت دوري هم با ما دارند در منزلمان ميهمان بود و بمن گفت كه تو براي نرلي كه من دارم تيپ مناسبي داريد و از من خواست كه نقش عروس فرنگي را بازي كنم و اين اولين كار سينمايي من بود .  آقاي وحدت موفق شد رضايت پدرپوري بنايي را براي بازي در فيلمهايش جلب كند . بلافاصله ابراز تمايل كارگردانان و تهيه كنندگان براي بازي او درفيلم هايشان افزايش يافت . پوري بنايي  در سال 1344 در فيلم هاي  ( مرخصي اجباري )   كاري  از رضا كريمي( زبان بسته ) كاري از نصرت ا... وحدت و( موطلايي شهر ما) كاري از عباس شباويز بازي كرد . در سال 1345 فيمهاي ( قفس طلايي ) ساخته رضا سخايي ، ( حاتم طايي ) ساخته محمد علي فردين ، ( يكقدم تا بهشت ) ساخته نصرت ا... وحدت و فيلم ( خداحافظ تهران ) ساخته ساموئل خاچيكيان ايفاي نقش نمود . وي ميگويد : در خداحافظ تهران ، كيميايي دستيار خاچيكيان بود و در اين كه ميخواهد اولين كار بلندش را بسازد با بهروز وثوقي خيلي صحبت كرد . اينبود كه روزي بهروز آمد و گفت كه كيميايي قصه اي دارد بنام  قيصر و دوست دارد منو تو با هم بازي كنيم . درآنزمان شباويزو كيميايي شريك بودند و براي شروع كار صدهزارتومان كم داشتند كه من آن مبلغ را وام گرفتم و قيصر كليد خورد . در قرارداد من براي قيصرسي هزارتومان دستمزد داشتم و قرار شد در پايان فيلمبرداري پرداخت كنند و اين اتفاق هرگز رخ  نداد . پوري بنايي صورت بسيار معصومي دارد و در زمان فيلمهايش به آواگاردنر ايران معروف بود چون شباهت خيلي زيادي به آواگادنر داشت و از معصوميت صورتش و بازيهاي قشنگي كه داشت در فيلمهاي زيادي ازش استفاده ميشد . ولي واقعاً فيلم قيصر براي پوري بنايي و بهروز وثوقي يك فيلم سرنوشت ساز بود و هر دوي اون عزيزان ديگه بسياربسيارهنرپيشه هاي والاي مملكت قرار گرفتند و قيصرهم فيلم بسيار قشنگ بود و هم هنوز كه هنوزه ما اين فيلم رو كه نگاه ميكنيم از كارگرداني و بازيگري اين عزيزان لذت ميبريم . بعد از قيصر در فيلم هاي ( زنبورك ) ساخته فرخ غفاري و ( غزل ) ساخته مسعود كيميايي بازي كرد كه فيلم هاي متفاوتي بودند . آخرين فيلم بلند سينمايي او بنام ( مريم و ماني ) بود كه ساخته كبري سعيدي بود . او پس از انقلاب موفق به بازي در هيچ فيلمي نشد .  محمد علي نجفي در سال 1362براي مجموعه تلويزيوني سربداران به او پيشنهاد داد كه او بدليل  بيماري پدر و مادرش نپذيرفت . وي همچنين در سالهاي بعد از انقلاب چند بار به سفرهاي خارج از كشور رفت و برغم پيشنهادهايي كه براي بازيكري به او شد به ايران باز گشت و حاضر به اقامت در خارج از كشور هرگز نشد . آخرين مدرك تحصيلي او ديپلم ادبي است و يكسال هم در آمريكا دوره زبان ديد . وي هرگز ازدواج نكرده و فرزندي هم ندارد . پوري بنايي تاكنون حدود صد و ده تا صد و پانزده فيلم بازي كرده ولي هنوز در هيچ سريال تلويزيوني بازي نكرده است .

  مهمترين فيلم هاي پوري بنايي عبارتند از:

 

عروس فرنگي(1342)  دزد شهر(1343)  زبون بسته(1344)

مرخصي اجباري(1344)  مردي در قفس(1344)  موطلايي شهر ما(1345) 

حاتم طايي(1345)  خداحافظ تهران(1345)  قفس طلايي(1345) 

يك قدم تا بهشت (1345)  سرنوشت(1346) مردي از اصفهان(1346)

وسوسه شيطان (1346)  جاده تبه كاران(1347)  خشم كولي(1347)

دزد سياه پوش(1347)  رودخانه وحشي(1347)  گرداب گناه(1347)

منهم گريه كردم(1347)  جدايي(1348) دنياي آبي(1348)

قلب هاي طلايي (1348)  قيصر(1348) دور دنيا با جيب خالي(1349)

رسوايي(1349)  شهرگناه(1349) قهرمانان(1349)

كوچه مرده(1349) براي كه قلب ها مي طپد(1350)  ديوارشكسته(1350)

زن يك شبه(1350)  زيربازارچه(1350)  قصاص(1350)

  مردان سحر(1350)  ملا ممد جان(1350)  يك خوشگل و 1000مشكل(1350)

پدركه ناخلف افتاذ(1351)  تنهامردمحله(1351) جهنم+من(1351)

خوشگله(1351)  سرزمين دلاوران(1351)  شيربها(1351)

  عاصي(1351)  علي سورچي(1351)  قايقرانان(1351)

نانجيب(1351)  يك جوغيرت(1351)  بيگانه(1352)

خوشگذران(1352)  خيالاتي(1352) عيالوار(1352) 

فرزد شمشير(1352)  قربون زن ايروني(1352)  گل نسا در پاريس(1353) 

زنبورك(1354)  مهر گياه(1354) آتش جنوب(1355)

خانم دلش موتورمي خواد(1355) غزل(1355)  ميراث(1355)

پشت و خنجر(1356)  تلافي(1356)  سرباز(1356)

مريم و ماماني(1357)

       

مصاحبه با پوری بنائی

پاسخ پوری بنایی به سئوالات خوانندگان مجله دختران و پسران  

هنرپیشگی شما از چه سالی شروع گردید؟

- تقریبا 14 سال است از سال 1342

از کارت راضی هستی؟

بله راضی هستم . زیرا به این کار عشق می ورزم

نام اصلی ات چیست؟

  نام اصلی من صدیقه بنایی است

ميزان تحصيلاتت چقدر است ؟

 آخرین مدرک تحصیلی من دیپلم ادبی است .ویکسال نیز درآمريكا دوره زبان را گذرانده ام 

 آیا تابحال ازدواج کردی و ثمره آن چیست ؟

 من فقط یکبار پای سفره عقد نشستم ولی عقدی صورت نگرفت و چون ازدواج نكردم فرزندي ندارم  

آیا هنوز هم با گوگوش مانند سابق دوست هستی؟

 - خیر ، دوستی ما مثل گذشته نیست بنظر من وقتی دوستی پاک

 انگیزه سفرت به کربلا و سوریه چه بود ؟

فقط برای زیارت بود . چون سالهای متمادی آرزو داشتم که به پابوس حضرت علي (ع) بروم 

اولين فيلمي كه بازی کردی کدامست ؟

عروس فرنگی  

تاکنون چند فیلم بازي كردي ؟

 روی هم 110 تا 115 تا فیلم بازی کردم  

چرا در سریال های تلویزیونی بازی نمی کنی؟

 ؟- انشائ ا... بزودي به اجرا در خواهد آمد. برای بازی در سریال های تلویزیونی قرداد بسته ام  

از بازی در کدام فیلمها راضی هستی؟

 خوشبختانه اکثر فیلمهایی که بازی کرده ام ، موفق بوده بخصوص فیلمهای خداحافظ تهران ، عروس فرنگی ،اما یک فیلم من بنام مهرگیاه کار نکرد و فیلم زنبورک کمی موفق و غزل متوسط بوده ،ولی از کارم در مهرگیاه و خداحافظ تهران خیلی راضی هستم ..

پوری بنائی و رامش ، عارف و منوچهر را آشتی دادند

خوانندگان عزیز بخاطر دارند چندماه قبل رپرتاژی که از مراسم جشن و توزیع جوایز سپاس انتشار دادیم ،نوشتیم هنگامی که عارف شروع به اجرای برنامه در این جشن کرد ،چون مقارن با دعوت میهمانان به شام بود ،اغلب جاضران سالن برنامه را ترک کردند و به سر میز شام رفتند .این امر موجب شد که منوچهر طی نامه ای از سندیکای هنرمندان بخواهد رسما از عارف معذرت خواهی شود ...پس از مدتی یک روز در حیاط رادیو ایران هنگامیکه حمید قنبری رئیس هیات مدیره سندیکای هنرمندان در حالیکه مقبلی و مرتضی احمدی حضور داشتند از عارف در این باره سئوال نمود .عارف اظهار بی اطلاعی کرد و ما این خبر را نیز چاپ کردیم .بدنبال آن منوچهر اظهار داشت حالا که عارف حرفی ندارد ،من هم اعتراضی نمی کنم که بتز خوانندگان گرامی بیاد دارند این خبر هم در این صفحات به چاپ رسید .این سخنان عارف به قنبری و منوچهر در پاسخ گفته های عارف موجب کدورت این دو خواننده معروف شد که سندیکای هنرمندان لازم دانست این کدورت از میان برداشته شود . از این رو به پوری بنایی ماموریت داد ه شد که بین این دو خواننده معروف آشتی برقرار کند و پس از آن در محل سندیکا جلسه دوستانه ئی تشکیل شود که برای شرکت در این جلسه از گروهی از هنرمندان ، خوانندگان و هنرپیشگان دعوت بعمل آید و در این جلسه ضمن عذرخواهی از آنچه روی داده ، رسما همگامی و همصدایی کامل هنرپیشگان و خوانندگان در موارد گوناگون اعلام گردد جمعه گذشته پوری بنائی و رامش در دفتر مجله اطلاعات هفتگی ماموریت خود را انجام دادند ودر حالیکه رامش یکی از خبرنگاران هنری ما حضور داشت بین عارف و منوچهر آشتی برقرار کرد . قرار است میهمانی دوستانه سندیکا تا چند شب دیگر برگزارشود                                                                                    

منبع : مجله اطلاعات هفتگی / شماره 1602 / شهریورماه 1351



مصاحبه حسین امامی با پوری بنایی در بهمن ۸۶

روز  ۲۴ بهمن ماه به محل كار خانم بنائي رفتم. من اصلا وسايل مصاحبه را همراه خودم نداشتم . نزديك به يك ربع با هم صحبت كرديم و من فقط اون حرفهايي را كه يادم بود براتون نوشتم . انشاالله يك هفته ديگه با سايت بهروز وثوقي و مصاحبه اي كاملتر خدمت ميرسم. توجه داشته باشيد كه اين سوالات خيلي كمه و من سوالات زيادي داشتم ولي اصلا قرار نبود اين حرفها چاپ بشه و اينكه نخواستم زياد مزاحم خانم بنائي بشم.حسين امامي: اين راسته كه شما با بهروز وثوقي مدتي نامزد بوديد؟ پوري بنائي: بله ولي از هم جدا شديم. حسين امامي: دليل جدائي شما از هم چه بود؟ پوري بنائي : خوب بهروز قسمت من نبود. حسين امامي: ايا بهروز وثوقي را به عنوان بهترين بازيگر سينماي ايران قبول دارين؟ پوري بنائي : اينجوري نميشه گفت چون ما بازيگران خوب زيادي داريم. حسين امامي : مثلا چه كسي؟ پوري بنائي : مثلا اقاي پرويز فني زاده يا اقاي پرويز صياد. حسين امامي: چرا بعد از انقلاب از سينما كنار رفتيد؟ پوري بنائي: نميخواستم ادامه بدم و ميخواهم يك اسطوره باقي بمانم. حسين امامي: بعد از انقلاب هم دنبال شما امدند؟ پوري بنائي : بله خيلي زياد ولي من خودم قبول نكردم ، هنوز هم سراغ من مي ايند ولي پاسخ من منفي است. حسين امامي: ما شنيديم كه شما با خانم گوگوش خيلي دوست بوديد ايا با هم رابطه داريد: پوري بنائي:من هنوز هم گوگوش را دوست دارم و ايشون دوست خيلي خوبه منه. حسين امامي: شما فكر ميكرديد كه قيصر با آن استقبال مردم مواجه شود؟ پوري بنائي: راستش اولش نه ولي بعد از يكي دو روز مردم استقبال كردند و اين را هم بگم كه من يكي از سرمايه گذاران فيلم قيصر بودم. حسين امامي: نظرتون راجع به اقاي مفيد و نقش كوتاه ايشون در فيلم سرود تولد چيست؟ پوري بنائي: واقعا ناراحت شدم خودشون رو حيف كردن. حسين امامي: از بازيگران بعد از انقلاب كدام يك را قبول دارين؟ پوري بنائي: پرويز پرستويي و فاطمه معتمد اريا حسين امامي: شما بعد از بهروز ازدواج كرديد : پوري بنائي: خير ، فرزندي هم ندارم.... لطفاْ منو یاد بهروز نیندازید ....تمام .

براي خانم پوري بنائي كه اينقدر مهربان بودند ارزو ميكنيم كه صد سال ديگه با سلامتي زندگي كنند.

[ جمعه 25 بهمن1387 ] [ 22:37 ] [ بهروز ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

عرض ادب و ارادت محضر مبارک تمامی دوستان عزیز و همه عاشقان بهروز وثوقي .
این تحفه ی بس درویش را از دفتر خونچکان دل ؛ محضر تمامی هواداران بازيگران ایران قدیم بخصوص " بهروز وثوقي " تقدیم میدارم . امید است به یاری خدا و مساعدت شما علاقه مندان عزیز به این بزرگوار بتوانم گامهاي محکم و مصمم تري در راه شناساندن اين هنرمند قدر به نسل امروز بر دارم . انشا’ا... مفید واقع شده و بتوانم شما را به بهره کافی و وافی از این مجمل برسانم . (به یاری حق)
امکانات وب
  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ